تبليغاتX
در سرخی شفق

در سرخی شفق

شئون و فرهنگ عزاداري حضرت ابا عبدالله الحسين(ع)

 

شئون و فرهنگ عزاداري ومراسم مذهبي يکي از ويژگي­هاي بارز مکتب تشيع، برپائي مراسم عزاداري در مصائب اهل بيت عصمت و طهارت (ع) و خصوصاً حضرت سيد الشهداء (ع) است. اين عزاداري­ها نقش به سزائي در تداوم و استمرار نهضت سرخ حسيني (ع) تا به امروز داشته و منجر به رسيدن پيام سالار شهيدان مبني بر ظلم ستيزي، رادمردي و آزادگي به گوش جهانيان شده است.

واقعه عاشورا و شنون و مناسبت­هاي آن يك امر عادي نيست كه به سادگي از كنار آن رد شويم، بلكه واقعه‌­اي بسيار عظيم است كه به دين نبوي(ص) حياتي دوباره داد. بنابراين از حادثه عظيم عاشورا مي­توان درس­‌ها و پيام‌­هاي بسيار بزرگ و زندگي ساز كه حيات معنوي انسان را تضمين مي­كند، گرفت. و آسيب­شناسي عزاداري سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) يكي از سرمايه­هاي گرانقدر عزاداري ما است كه شيعه را حفظ كرده و به تعبير حضرت امام (ره) اسلام در بقاي خودش مديون عاشورا است و تاكيد ائمه هدي بر پاسداشت آن روز بزرگ، فراوان است. اما در طول تاريخ، اين سرمايه در معرض انحراف و خطر بوده است. آسيب­هايى مي­‌تواند اين سرمايه­هاي عظيم را تهديد بكند كه يكي از آنها، تحريفات واقعيتي عاشورا است عاشورا هم اوج حماسه است و هم اوج تراژدي، چشم تاريخ چنين حماسه شکوه­بار و چنين تراژدي خونرنگي را، در سراسر حيات بشر، هرگز نديده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 10:53  توسط شفق  | 

فقه و رسانه

 

عصر جديد که ما در آن زندگی می­‌کنيم در عرصه‌­های اجتماعی و سياسی شاهد پيدايش پديده­‌های نوينی است که در گذشته هرگز به اين صورت وجود نداشته است. از جمله اين پديده­‌های نوين «رسانه‌ها» هستند که شامل رسانه­‌های گفتاری، تصويری و نوشتاری وغيره يعنی مطبوعات را شامل می‌­گردد.. و جهان امروز که اکنون به صورت يک مجموع واحد درآمده است صرفاٌ بر پايه رسانه­‌ها استوار است، اما اينکه همه‌ي رسانه‌ها در جامعه‌ي اسلامي با يک شکل و محتوا و بدون تنوع و استفاده از فضا­هاي مباح، مستحب، واجب و حلال کلي، طراحي و ارائه شوند، نه تنها مفيد و منطقي نيست، بلكه با نگاه جامع تربيتي و اصلاحي اسلام نيز در تعارض است. و رسانه ملي از جمله بعنوان مؤثرترين کارافزار نهادينه سازي فرهنگ و عامل نضج باور­هاي ملي، رکن و و اركان  مؤثري در جهت تعالي بينشها ـ هدايت گرايش­ها و ارتقاء و اصلاح رفتاري آحاد جامعه دارد

«در نظام­هاي فقهي،و حقوقي مذهبي, مانند حقوق اسلام, هيچ گونه جدايي ميان حقوق فقه و اخلاق يافت نمي­شود و هر هنجار حقوقي ضمناً يك هنجار اخلاقي است و به عبارت ديگر «اخلاق كلاً در فقه اسلامي وارد شده است و نظر  فقه، اسلا‌می به  اين پديده «رسانه» به معنای فراگير آن است و اساساٌ روزنامه­‌ها و رسانه­‌ها جايگاهی مخصوص در انديشه اسلا‌می دارند و از نظر اسلا‌می وجودشان ضرورت دارد و محدوده آزادی عمل در اين باره چگونه و کجاست و چگونه بايد عمل كنند و رسانه‌­های صوتی، تصويری به لحاظ شرعی و فقه بايد منحصراٌ در دست حاکميت و دولت باشد

در خصوص حكم فقهي استفاده از رسانه­هاي »مانند « راديو, تلويزيون »و ديگر وسايل ارتباط جمعي جديد, چنين امده و نوشته شده است كه «اين وسايل نو پيدا, هم كاركرد حلال عقلايي و هم كاركرد حرام غير مشروع دارند. هر كدام از اين كاركرد­ها حكم خاص خود را دارد. بنابراين انتفاعاتي نظير اطلاع­رساني, ارشاد و مانند آن از راديو و نشان دادن تصوير­هاي مجاز براي آموزش حرفه­هاي حلال يا نمايش كالا­هاي حلال يا نشان دادن شگفتي­هاي آفرينش مانعي ندارد. اما انتفاعاتي نظير شنيدن غنا و پخش آن يا چيز­هاي ديگري كه مغاير شريعت مطهره است جايز نيست؛ مثل آنكه احكام صادره از منابع بي­صلاحيت كه مغاير احكام دين است از آنها پخش شود يا چيز­هاي ديگري كه مخالف دين و موجب فساد عقيده و اخلاق مردم گردد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 10:26  توسط شفق  | 

بسیج نو آوري و توليد علم

در گذشته توان و قدرت انسانها در زور و بازو خلاصه می شد، با انقلاب صنعتی این زور و بازو به  

ماشین ها منتقل شد و قدرت در دست كسانی قرار گرفتكه ابزار و ثروت بیشتری داشتند. اكنون با تغییر و تحولات جدید، قدرت به كسانی منتقلشده كه دانایی، علم، دانش و اطلاعات بیشتری دارند. طبیعی است كه در بخش «مدیریت» همتحولاتی رخ داده است.امروزه بخش مدیریت مانند گذشته نقش یك پاسبان را برعهده نداردكه بخواهد فقط امر و نهی كند و كارمندان را به كار بیشتر وادار نماید. مدیر بهعنوان یك مربی، یك الگو و یك جهت دهنده به سازمان نقش آفرینی می كند. وقتی چنین نقشی به مدیر می رسد، یك سازمان هم مبتنی بر همین تغییر و تحولات باید خودش رامنطبق كند.به جریان انداختن دانش و اطلاعات در درون سازمان، برای تصمیم گیریبهینه و به موقع را می توان مفهوم كلی «مدیریت دانش محور» تعریف كرد. در مدیریتدانش محور، تحقیقات از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و به تصمیم گیرندگان اینامكان را می دهد كه در زمان مناسب بهترین تصمیم ممكن را برای سازمان خود اتخاذكنند.بسیج به دلیل داشتن نقش های متفاوت در جامعه و شرایط و محیط خاصكاركردی و گستردگی آن در بین اقشار مختلف پیچیدگی هایی را در مدیریت ایجاد می كند. اگر پایه و اساس مدیریت چنین سازمانی بر مطالعات و تحقیقات استوار نباشد، اینسازمان به اهداف مطلوب خود دست نخواهد یافت. با این نگاه انجام امور پژوهشی ومطالعات در درون سازمان بسیج اهمیت زیادی دارد.بحمدالله بسیج یك «سازمان انسان محور» است. وجود هسته ها یعلمی انسانی متفاوت در اقشار دانشجویی، دانش آموزی، اساتید، كانونهای علمی و ... ازیك سو و انگیزه های بسیار قوی در بین آنها توانمندی مضاعفی را به بسیج داده است كه می تواند در خط مقدم «جنبش نرم افزاری و تولید علم» حركت كند.

طبیعیاست كه بسیجیان باید بیش از سایرین در این امر خطیر نقش داشته باشند و این انتظاریاست كه مقام معظم رهبری از بسیجیان دارند. این نكته ظریف هم در تعریف بسیج و بسیجیآمده است: كسی كه همه استعدادهای خودش را برای پیشرفت كشور در طبق اخلاص می گذارد وبه صحنه می آید، یك بسیجی است. علم و فن آوری علمی هم امروز یكی از همان صحنه هاستو بایستی بسیجی ها بیایند و اعلام حضور كنند.پس یكی از محورهای كاری پژوهشكده ارتش 20 میلیونی حمایت ازبسیجیانی است كه امروز در عرصه «علم و فن آوری علمی» حضور جدی دارند. كارآفرینیبرای محققین بسیجی یكی از عرصه های نویی است كه سازمان بسیج برای محققین وپژوهشگران بسیجی طراحی نموده است. مثل همان هسته های علمی كه نام برده شد. بویژهتشكل بسیج دانشجویی.البته این عرصه از چند زاویه قابل بحث است. اول روحیه خودبسیجی است. روحیه بسیجی، روحیه ای است كه در اوج سختی ها و نارساییها می تواندكارهای بسیار بزرگ و گره های كور و خلأ های متعددی را پر نماید. این روحیه را همگیبه عینه در دوران دفاع مقدس و دوران مقابله با تهاجم فرهنگی شاهد و ناظر بودیم. اینروحیه و تفكر به خواست خدا در دوران «تولید علم و جنبش نرم افزاری» هم ثمراتارزشمندی را برای كشور به ارمغان خواهد آورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 12:1  توسط شفق  | 

ولايتمداري و بصيرت شاخص مهم بسيجي بودن است

امام راحل بسيج را در قلمرو عشق و عرفان , و ولايت مداري و بسيجي بودن توصيف کرده و ويژگي هاي فطري نابي براي آن قائل شده است. دارندگان اين نوع نگرش براي کسب رضايت معبود ، آغوش خود را براي هر خطري باز ميکنند و به پيشواز شهادت مي روند. اين ديدگاه ما را به حقيقت حقّه بسيار نزديک مي کند. آثار خجسته ي آن در جبهه هاي دفاع مقدّس عيان گرديد و بسيجيان لبريز از عشق، يک شبه ره صد ساله را پيمودند؛ و در وصاياي مانده از خودشان برادران و خواهران ديني خود را به پيوستن به اين قافله فرا خواندند.
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 11:5  توسط شفق  | 

نهى از منكر در جاهليت

 

نهى از منكر در جاهليت

 در زمان جاهليت، گروهى از جوانان مشرك با هم پيمان بستند كه اجازه ندهند به مسافران مكه تجاوز و ظلمى شود و از هر مظلومى حمايت كنند. در آن روزها كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله هنوز مبعوث نشده بود، در اين حركت مظلوم يابى و ظالم كوبى جوانان مكه شركت كرد و بعد از نبوت فرمود: الان نيز اگر براى دفاع از مظلوم دعوتم كنند، شركت مى‏كنم.

 رابطه توحيد با امر به معروف و نهى از منكر

 پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمود: «كلمه لااِلهَ اِلاَّاللَّه عذاب الهى را از انسان دور مى‏كند؛ به شرط آنكه اين كلمه مبارك مورد تحقير و استخفاف قرار نگيرد.»

مردى از پيامبر عزيز پرسيد: «چگونه ممكن است كلمه توحيد مورد استخفاف قرار گيرد؟!»

فرمود: «اگر گناهان علنى انجام گيرد و كسى گناهكار را نهى نكند و او را تغيير ندهد، به توحيد اهانت شده است.

 رابطه نبوت با امر به معروف و نهى از منكر

 در سوره اعراف، در شرح وظايف پيامبر اكرم مى‏خوانيم: «مردم را امر به معروف و نهى از منكر مى‏كند.»

چه معروفى از يكتاپرستى خداوند مهمتر و چه منكرى از اطاعت طاغوت بدتر است؟ در قرآن

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 9:28  توسط شفق  | 

نشانه بهترين امت

قرآن خطاب به مسلمانان مى‏فرمايد، «شما بهترين امتى هستيد كه بر مردم ظاهر شده‏ايد؛ به شرط آنكه امر به

معروف و نهى از منكر كنيد.»

قرآن با آنكه بارها از اهل كتاب به خاطر تعصبات نابجا و تحريف‏هاى نامشروع و توقعات بيهوده انتقاد كرده، اما از گروهى از آنان به خاطر ايمان و تلاوت آيات الهى و امر به معروف و نهى از منكر ستايش كرده است.
امر به معروف كارى است كه خداوند انجام مى‏دهد : اِنَّ اللَّهَ يَأمُرُ بِالعَدْلِ و اْلاِحْسانِ

همانا كه امر به منكر كار شيطان است:

الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ و يَأْمُرُكُم بِالْفَحْشاء امر به معروف وظيفه عمومى است كه قرآن مى‏فرمايد: تمام مردان و زنان با ايمان نسبت به يكديگر حق ولايت دارند كه يكديگر را به معروف وادار كنند و از منكر باز دارند و نماز به پا دارند و زكات بپردازند.

آنچه در اين آيه جلب توجه مى‏كند، چند نكته است:

1) از آغازِ تكليف، همه مردم از هر سن و صنف و نژادى كه باشند، بر ديگر مؤمنان حق ولايت دارند؛ يعنى امر و نهى آنان بر اساس حق ولايتى است كه خداوند قرار داده است و هرگز نام دخالت بى جا، مزاحمت و فضولى بر اين كار روا نيست.

2) مقام ايمان است كه به مسلمانان اين حق را مى‏دهد و اين حق براى ساير مردم وجود ندارد.
3) هميشه امر به معروف، مقدم بر نهى از منكر به كار رفته است تا به ما بفهماند كه كارها را از راه مثبت پيگيرى كنيد و در جامعه، تنها انتقاد كننده نباشيد.

4) در اين آيه، امر به معروف و نهى از منكر قبل از نماز و زكات مطرح شده است، زيرا اقامه نماز و اداى زكات نياز به يك سلسله تبليغات دارد كه همان امر به معروف است؛ براى مثال، در مقدمه نماز وقتى با بهترين و رساترين صدا مى‏گوييم: «حَىّ على الصّلوة»، اين كلام خود امر به معروف است كه بر نماز مقدم شده است. قرآن، خود اقامه نماز را نهى از منكر مى‏داند؛ آنجا كه مى‏فرمايد:

«اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ و الْمُنكَرِ» 5) گرچه بايد به اولويتها توجه داشت، اما آنچه مورد پسند اسلام است، سفارش به تمام معروف‏ها و جلوگيرى از همه منكرات است.

به عبارت ديگر، زمانى ما به جامعه دلخواه مى‏رسيم كه :

1) مرد و زن هر دو قيام كنند.

2) بر اساس ولايت و محبت امر و نهى كنند.

3) از خوبيها شروع كنند.

4) به همه نقاط مثبت و منفى توجه كنند.

اين وظيفه عموم مسلمانان بود؛ اما از برخى آيات استفاده مى‏شود كه براى اين دو فريضه بزرگ، گروه ويژه‏اى نيز لازم است.

برگرفته از سایت: قرائتی

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 11:46  توسط شفق  | 

امر به معروف و نهي از منكر

 

امر به معروف و نهي از منكر

ريشه‏هاى فطرى و غريزى امر به معروف و نهى از منكر

تمام پدران و مادران در طول تاريخ، فرزندان خود را به كارهايى واداشته و از كارهايى نهى كرده‏اند بنابراين، مسأله امر و نهى و تشويق و هشدار، ريشه در درون هر انسانى دارد و مربوط به زمان و مكان و يا نژاد و منطقه خاصّى نمى شود.هر مسأله‏اى اين گونه فراگير باشد، نشانه از فطرى بودن آن دارد.

جايگاه امر به معروف در قرآن

مسأله امر به معروف از همان روزهاى اول بعثت در مكّه مورد عنايت اسلام بوده است.بعنوان مثال در سوره والعصر كه شعار مسلمانان به هنگام جدايى از يكديگر بود و در اوائل بعثت در مكه نازل شده است، در جمله : تَواصَوْا بِالْحَقِّ و تَواصَوْا بِالصَّبْرِ، اشاره به امر به معروف مى‏كند.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 11:37  توسط شفق  | 

الهی شاد بدانیم که اول تو بودی

 

الهی شاد بدانیم که اول تو بودی و ما نبودیم، کار تو در گرفتی و ما نگرفتیم، قسمت خود نهادی و رسول خود فرستادی.

الهی یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر و جان .

الهی از نزدیک نشانت می دهند و بر تر از آنی و دورت پندارند و نزدیکتر از جانی، موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر دلهای ذاکرانی، ملکا تو آنی که خود گفتی و چنانکه گفتی آنی .

الهی روزگاری ترا می جستم خود را می یافتم، اکنون خود را میجویم و ترا می یابم .

الهی تا از مهر تو اثر آمد، دیگر مهر ما بسر آمد .

الهی ای مهربان فریاد رس، عزیز آن کس که او با تو یک نفس، نفسی که آنرا حجاب ناید از پس 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 11:6  توسط شفق  | 

زندگی ف

زیبا ترین تولد ها ان هاییست که در رویا برای کسی می گیریم و یا کسی برایمان می گیرد و من تمام اسفند که نامش هم مثل ساکنانش مقدس است برایت در جایی دور پشت بوته های بی خار گل سرخ با دو سیب سرخ که در استانه افتادن به هم رسیدند و با شمعی که به جای من و تو اب می شود تولد خواهم گرفت

********************************************************

زندگی را می توان درغنچه ها تفسیر کرد

با نگاه سبز باران عشق را تعبیر کرد

زندگی راپر ز احساس کبو تر ها نمود

کینه را با نگاه ساده ای زنجیر کرد

همچو شبنم چشم را درچشم شقایهاگشود

طرح یک لبخند را بر برگ گل تصویر کرد

زندگی را می توان در خلوت هر صبحدم

با وضوئی با دعایی با خدا تقدیر کرد

کاش میشد لحظه ها را قاب کرد

روزهای تیره را خواب کرد....

 

***************************************************************

اگر روزی دشمن پیدا كردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی! اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

-----------

****************************************************************

یار من ، در سفر عشق خطر باید کرد

سینه را بر سر مقصود سپر باید کرد

از شب و ظلمت و ظلم نباید ترسید

تا به خورشید فقط ذکر سحر باید کرد

به حساب دل از این راه خبر باید داشت

و جهان را هم از این راز خبر باید کرد

موج در موج اگر شاهد دریا باشیم

قطره قطره ز دل دوست اثر باید کرد

از سفر جز هنر عشق نباید آموخت

از دل خود به دل دوست سفر باید کرد

یارمان، چرخ به دلخواه نخواهد چرخید

تا بدانی به چه تدبیر هنر باید کرد

فتح این قله آزاد به آسانی نیست

یارمان، در سفر عشق خطر باید کرد

*************************************************************

به انتظار نشستم کزان گلی بدمد*****

*****تو در زدی و گل انتظار آوردی

در غبار های به جا مانده از سکوت،

در خلوت یاس های پر احساس،

کنار آینه هایی از جنس باران،

هر کجا که تنهایی می شکند ،

هر کجا که اولین فرشته خدا را صدا می زند،

روی زمزمه گل های سرخ،

مثل همیشه به دنبال تو می گردم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 11:45  توسط شفق  | 

محرم

 

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک

 محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست! ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.سلام بر حسین (ع)

 

ای ماه خدا! در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست! سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده ای! ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی. دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی. بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می کند.

سلام بر حسین! سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا و سلام بر حسین! نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.

سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت. سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد و سلام برحسین سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.


حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند «البلاء للولا» با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت. حسین چون کتابی بی شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند. حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد.


حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود. حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم. . پس بر او سلام باد.

 

 

یا حسین   یا حسین   یا حسین 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 8:45  توسط شفق  |